مدار خاک خورده
بسم رب الشهدا
چه خاکی خورده بود اینجا ... یک زمانی برو بیایی داشت ...
البته که هنوز هم یاران باوفای اینجا می آیند و احوالپرسی می کنند ...
آمدم بنویسم که کلی یاد خاطراتم کردم
،4،5سال خانه جدید خب آدمیزاد عادت می کند
و هرچه قدر هم شیک شده باشم
اینور و آنور بنویسم
هیچ جا سفربرمدارعشق نمی شود
که حالا از آن همه قالب آن چنانی رسیده
به قالب سفید بلاگفا ...
این ها را می نویسم که کوتاهی خودم ثابت شود...
مگرنه زورمان نکردند که ای کاش زورمان می کردند در بعضی چیزها ....
های جماعت
بعد از 5سال سیاسی نوشتن و پاسداشت عملیات ها ،نوشتن از شهدا
و گیر دادن به مسئولین و جیغ و داد کردن به سرم زد
که سنگی بردارم به کله ام بزنم
که آیــــــــــــــ،کجایی تو ...
پ.ن:
اینکه تمام دردم این است که یکی چشم از ما بر نمی دارد
و ما انگار که نه انگارمان است
به قولی عزیزی
نامه تمام
+ نوشته شده در ۱۳۹۰/۰۹/۲۷ ساعت 13:43 توسط سفیرشلمچه
|