باید بلند بخوانم خط آخر وصیت نامه را

بسم رب الشهید

خدایا! یاری ام کن تا در عشق تو بسوزم و مانند یک عاشق دل باخته در راه تو فانی شوم و چه گوارا و شیرین است در راه دوست فدا شدن، همان دوستی که از رگ گردن به ما نزدیک تر است.

حال که کوله بار سفر برداشته و به لطف خداوند به عملیات می روم تا راهی کربلا و قدس شوم، باشد تا با شجاعت رزمندگان اسلام و به لطف خداوند مهربان و دعای خانواده های شهدا به آن چیزی که فرزندان شان برای آن شهید شدند، نزدیک شویم و به امامت امام عزیزمان در کربلا نماز جمعه بخوانیم.

ای کسانی که در خواب غفلت به سر می برید! هرچه زودتر از خواب بیدار شده و این قدر به فکر دنیای مادی نباشید...

فرازی از وصیت نامة دانش جوی شهید «حسن آجرلو»

ضرب و شتم يك روحاني ناهي از منكر روزه‌خواري

بماند...

به خدا قسم ما در قبال این قضیه مسئولیم

به خدا قسم غافلیم

...

مردم بیدار  مردمی هستند که فرصت شناس باشند

درد شناس باشند

حقیقت شناس باشند

 

پ.ن ۱: متن بالا شهید مطهری

پ.ن ۲: دلم  عجیب گرفته است ...

خیلی غریب بودم امروز ...

حالا فهمیدم چقدر آقا غریب است

بیشترش چقدر  مولا غریب است ...

پ.ن۳:سلامتی ات دعا می کنم  فرمانده

 

+صهیونیست از نگاه حضرت روح الله

+ـ+گزیده ای از خطبه امام حسین .ع. یک سال قبل از عاشورا

 

نشسته بود دنبال دليل براي نوشتن مي گشتم كه

كه ديدم چه قدر جديدن تنگ نظر شده ام

داشتم به اين فكر مي كردم كه دم افطار كه مي شود سر سفره

تمام خوراكي هايي كه از صبح تا شب ديده ام را گرفته ام تا جا دارد مي خورم

بالشم را تنظيم مي كنم چند سانتيمتري سفره كه با زاويه اي خاص بلافاصله .....

چند ساعت نگذشته شام هست و بعد هم احيانن سحري ...

كه آن هم تا مي شود مي خورمكه خدايي نكرده بين روز گرسنه نشوم ...

همه اين بی ربط ها را گفتم كه بگم

نوش جان

همين

 

این شب ها برای سلامتی ات دعا می کنم  فرمانده ...