قبر
بسم رب الشهدا
چند نفر بودیم ، دوست و هم کلاسی
غروب که احمد کارش تمام می شد ، با هم میزدیم بیرون ،
می رفتیم روستاهای اطراف یا شهرهای دور و بر موتورسواری
گاهی هم می رفتیم قبرستان شهر نوبتی توی قبرهای آماده می خوابیدیم
تاریک بود و وحشتناک
احمد می گفت:بخوابیم تا عادت کنیم
منبع: کتاب یادگاران 19 ، خاطراتی از شهید احمد کاظمی
+ نوشته شده در ۱۳۹۰/۱۲/۲۲ ساعت 11:34 توسط سفیر جزیره مجنون
|